خاطرات-بهداشت
 
نویسندگان
کرمک چیست؟

کرمک نوعی انگل است که می تواند کودکان و بزرگسالان را آلوده کند اما میزان شیوع کرمک در کودکان بیشتر است.

http://www.7sib.ir/sites/default/files/users/23/article/images/ke3..jpg
کرمک چگونه گسترش پیدا می کند؟

کرمک به صورت مستقیم از فردی به فرد دیگر و معمولا از طریق کودکان منتقل می شود.کرمک های ماده بر روی پوست اطراف مقعد تخم ریزی می کنند که این قضیه منجر به احساس خارش مقعد می شود. خاراندن این منطقه باعث می شود که تخم ها بر روی انگشتان قرار بگیرند.سپس تخم های کرمک  از طریق تماس مستقیم و یا از طریق استفاده مشترک از اسباب بازی، مواد غذایی و غیره منتقل می شود.



ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب بهداشتی،
[ سه شنبه 19 اسفند 1393 ] [ 02:10 ب.ظ ] [ یاس ]
هر چه قدر هم سعی کنیم تا برخی چیزا را فراموش کنیم نمیشه.شایدم بشه اما خیلی سخته.گاهی دلت میشه مثه این نیمکتای یخ زده .گاهی دلت میخاد بشینی رو همین نیمکتا و یه دل سیر گریه کنی.


ادامه مطلب

طبقه بندی: دل نوشته،
[ دوشنبه 11 اسفند 1393 ] [ 04:59 ب.ظ ] [ یاس ]

ادامه مطلب

طبقه بندی: متفرقه،
[ شنبه 2 اسفند 1393 ] [ 03:17 ب.ظ ] [ یاس ]
دیروز یکی از سخت ترین و بدترین روزای عمرم بود.اخرین گروه بچه ها هم به خونه هاشون برگشتند.دانشگاه با همه ماجراهاش تموم شد و من تنها موندم.
خیلی دلم گرفته خیلی
هیچ چیز نمیتونه تسکینی باشه برای قلب پر از دردم..
همه بچه ها  به یه طرف- کسیکه قبلمو با خودش برد هم به یه طرف.


http://shoopeh.persiangig.com/image/qnyjyy0j.jpg

این قصه هم رسیده به پایان خداحافظ
جان شما و خاطره هامان خداحافظ
من میروم اما دعایم کن
در اولین تراوش باران خداحافظ




طبقه بندی: دانشگاه،
[ جمعه 10 بهمن 1393 ] [ 05:12 ب.ظ ] [ یاس ]
جشن فارغ التحصیلیمون پس از دو ماه دوندگی اجرا شد و هم خوش گذشت هم بد.بد چون همش بدو بدو کردم نفهمیدمو یه سری دلخوری پیش اومد.خوب چون به دلم چسبید.با بچه ها صمیمی بودیم و کیف کردیم.
عکس کیک فارغ التحصیلیمونو گذاشتم لذت ببرید از دیدنش
این کیک 18 کیلویی در سه طبقه به شکل سه جلد کتاب سفارش دادیم.
که روی هر جلد کتاب اسم بهداشت حرفه ای -بهداشت محیط-بهداشت عمومی نوشته شده.
ما بچه های ناپیوسته بهداشت جشنمون را به طور مشترکی برگذار کردیم.و واقعا جای تشکر داره از ریاست دانشکده بهداشت اصفهان (دکتر امین) معاونت دانشجویی(دکتر دهقان(معاونت فرهنگی (مهندس حسن زاده) و تمام مسوولیین دانشکدمون که برامون سنگ تموم گذاشتن تشکر کنم. و از جناب اقای شاهمرادی و فزوه مسئولین کل دانشگاه که لطف زیادی به ما داشتند.
از 9 نفر مسئول اجرایی این جشن که واقعا زحمت زیادی کشیدند تا به بهترین نحو این جشن برگزار بشه.
لیست برنامه ها را تو پست های بعدی میذارم.

کیک فار غ التحصیلی

http://aligoogle1.persiangig.com/other/%DA%A9%DB%8C%DA%A9%20%282%29.jpg




طبقه بندی: دانشگاه،
[ پنجشنبه 4 دی 1393 ] [ 04:22 ب.ظ ] [ یاس ]
خیلی خستم انگار یه کوه را بلند کردم.این روزای اخر دانشگاه واقعا دارهدیوونم میکنه.مزخرفه واقعا مزخرفه.خیلی تنهاش دم اینقدر این چند وقت رکب و نارو

خوردم که دلم نمی خواد از خونه بیرون برم.


http://asheghanehh.persiangig.com/image/Ahay%20Donya%20bizaram%20azat.jpg

دلم میخواست یه ویلا کنار دریا داشتم و دور ازهمه زندگی میکردم.


حسابی اعصابم خرده.خدایا فقط بگذره



طبقه بندی: دانشگاه،
[ یکشنبه 2 آذر 1393 ] [ 08:14 ب.ظ ] [ یاس ]

http://sangariha.com/i/attachments/1/1349690644265624_large.jpg


امروز روز عجیبی بود.پرچم گنبد امام حسین(ع) را یکی از بچه ها که با هم قهریم  به محل کارمون اورد.کسی منو دعوت نکرد.من نتونستم برم با اینکه خیلی دلم میخواست من هم که تا حالا قسمتم نشده کربلا برم دستم را به پرچم برسونم و تبرک کنم.تو اتاقم  نشسته بودم که دوستم با یه بقچه اومد و جلوم گذاشت .گفتم این چیه؟ بازش کرد پرچم تا شده بود.یه نگاه به پرچم کردم.دلم میخواست برش دارمو بوسش کنم اما یاد اون کسی که پرچمو اورده افتادم مانع این  شد.دوستم گفت چته؟دستمو به طرف پرچم بردم و لمسش کردمو و یه نفس عمیق یا بگم آه کشیدم.و گفتم ممنون ببرش. وقتی تنها شدم گفتم امام حسین (ع) معذرت  شما از دلم و حالم خبر دارید و میدونید قصدم بی میلی و بی رغبتی نبود .مجبور بودم این طور نشون بدم .ممنون که منو دعوت نکردن پیش پرچم برم اما پرچم خودش اومد پیشم.هم شوکه بودم هم غرورم که دعوتم نکرده بودن باعث شد با نگاه ملتمس دعا به پرچم نگاه کنم.ظهر که اومدم خونه بوی غذا فضای خونه را پر کرده بود گفتم به به -مامان چه غذای خوشمزه ای پخته.اما مامان گفت غذا نپختم این قورمه سبزی نذری از امام حسینه.همین طور که مشغول خوردن بودم تو فکر رفتم عجب روزی بود.صبح پرچم و حالا غذا-جاتون خالیی چسبیدا.خدا را شکر یه روز عالی و کربلایی نصیبم شد.



طبقه بندی: دل نوشته،
[ چهارشنبه 7 آبان 1393 ] [ 09:38 ب.ظ ] [ یاس ]
چه اوضاعی شده ...اتفاقی افتاده و مردم هم دو تا شایعه روش میذارن و ترس و رعب را دو برابر میکنند.میگن فقط به بدحجابا اسید میپاشن اما امروز شنیدم به دو تا از بچه های چادری دانشگاه اصفهان هم پاشیدن!!!!!!!ادم نمیدونه کدوم خبر راسته کدوم نیست.ما که مجبوریم برای کارورزی بریم بیرون با صدتا قل هو الله میریم.ان شاء الله هر کی هستن زودتر گیرشون بیارن و امنیتو برگردونن به اصفهان.هر چیزی راهی داره.این امربه معروف نیست.دین نیست.این دور از انسانیته.باید در ملاء عام اعدامشون کنند که بقیه ادب شن  به اسم دین-همچین غلطایی نکنن. یا اگر کار اون ور ابیهاست اونا هم درس بگیرن



طبقه بندی: متفرقه،
[ سه شنبه 29 مهر 1393 ] [ 04:53 ب.ظ ] [ یاس ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات : 31 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


سلام.من کارشناس بهداشت خانواده ام.
خوشحال میشم منو از نظرات و راهنماییهاتون بی بهره نذارید
"بهداشت همه چیز نیست اما هر چیز بدون بهداشت هیچ است"

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :