تبلیغات
خاطرات-بهداشت

خاطرات-بهداشت
 
نویسندگان
سال 95 را همراه با موقعیت شغلی پیش اومده شروع کردم.وارد برنامه تحول سلامت شدم.از نیروهای جدیدم که فکر کردن ما رباتیم و اینجا روستاس.فکر کردن ما مثه بهورزا میتونیم زرنگ باشیم .اما دریغ از اینکه به پای بهورزایی که طی این سالها چم و خم کار دستشون اومده و تو سیستم فرسوده و یا یا شاید نوپای بهداشت کار کردن قدری شدن و همه راه های پیچوندنو یاد گرفتن.حالا ما نیروهای جدید مثله روبات باید از 8 صبح تا 3 ظهر کار کنیم.خیلی خوبه که خدمات جدید داده شه و طرح خوبیه اما کمبود نیرو و زیاد بودن دفتر دستکا باعث فرسوده شدن نیروی جدید میشه.من که دو ماهه مشغولم ارتروز گردن گرفتم.خیلی ها انصراف دادن.و همه غر می زننن و ناراضین.از طرفی پولی که میدن با کاری که می خوان هم خونی نداره.پایش مدام  و کم کردن همون یه ذره پول اعصابا را به هم می ریزه.
http://www.ssu.ac.ir/cms/uploads/pics/tahavol.jpg

با این همه ما هنوز سر کاریم و امید بهبودیه وضع را داریم چون از دلو جون شغلی  را که داریم دوست داریم و افتخار میکنیم که نیروی بهداشتیم و برای کمک به مردمی که شاید با یک جمله زندگی بهتری را داشته باشن معجزه میکنیم.
این روزا به همه مراجعه کننده هام امید میدم.در حالی که خودم بیشتر از هر کسی نیاز به امیدی دارم که خشک شده.
می خندم در حالی که گلوم پره بغضه و خوشحالم که فعلا همه ازم راضین و مثله یه خانواده یا فامیل بام جور شدن .
و خوشحالم که اگه نمی تونم کاری برای خودم بکنم برای دیگران می تونم.




طبقه بندی: شغل،
[ چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 ] [ 05:29 ب.ظ ] [ یاس ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


سلام.من کارشناس بهداشت خانواده ام.
خوشحال میشم منو از نظرات و راهنماییهاتون بی بهره نذارید
"بهداشت همه چیز نیست اما هر چیز بدون بهداشت هیچ است"

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :